خرید بک لینک

دخترم...

هیچ وقت عاشق کسی نشووووکه توی دودوتای خودش مونده !!!!

اینجور آدما یک. مرضی دارن به اسم بلاتکلیفی محض!!!این مرض مسریه

ازاینجورمریضابایدفاصله گرفت.....

وصیت مادرانه

برچسب: نویسنده: آناهیتا اکبری‌نژاد تاريخ: جمعه 30 دی 1401 ساعت: 22:46

این روزها مردم فقط دنبال خالی کردن هیجانند!!!!خیلیاشون حتی معنی رایشونونمیفهمن ....بقول دوستی مردم مانه رییس جمهورمیخان نه نماینده براشورای شهر،مردم مادیسکومیخان ...«نقل قول»

فقط تنهااتفاق خوشاینداین روزاشکسته شدن حصرمشهدبود!!!اولین کنسرت زنده در مشهد.....

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم اردیبهشت ۱۳۹۶ساعت 20:22 توسط sooha |

برچسب: نویسنده: آناهیتا اکبری‌نژاد تاريخ: شنبه 17 تير 1396 ساعت: 21:28

سبزبا تو دیشب تا کجا رفتمتا خدا وانسوی صحرای خدا رفتممن نمی گویم ملایک بال در بالم شنا کردند من نمی گویم که باران طلا آمدلیک ای عطر سبز سایه پروردهای پری که باد می بردتاز چمنزار حریر پر گل پردهتا حریم سایه های سبزتا بهار سبزه های عطر تا دیاری که غریبیهایش می آمد به چشم آشنا ، رفتمپا به پای تو که می بردی مرا با خویشهمچنان کز خویش و بی خویشیدر رکاب تو که می رفتیهم عنان با نور در مجلل هودج سر و سرود و هوش و حیرانی سوی اقصامرزهای دورتو قصیل اسب بی آرام من ، تو چتر طاووس نر مستمتو گرامیتر تعلق ، زمردین زنجیر زهر مهربان منپا به پادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آناهیتا اکبری‌نژاد تاريخ: يکشنبه 11 مهر 1395 ساعت: 9:03

ما چون دو دریچه روبروی همآگاه ز هر بگو مگوی همهر روز سلام و پرسش و خندههر روز قرار روز آیندهعمر آیینه بهشت اما آهبیش از شب و روز تیر و دی کوتاهاکنون دل من شکسته و خسته ستزیرا یکی از دریچه ها بسته ستنه مهر فسون نه ماه جادو کردنفرین به سفر که هرچه کرد او کردنفرین به سفر که هرچه کرد او کرد مهدی اخوان ثالث ادامه مطلب

برچسب: زیرا یکی از دریچه ها بسته ست, نویسنده: آناهیتا اکبری‌نژاد تاريخ: جمعه 9 مهر 1395 ساعت: 19:41

چقدرناشیانه میخواهمت وتوچقدرمحقانه سربازمیزنی....

برچسب: نویسنده: آناهیتا اکبری‌نژاد تاريخ: دوشنبه 5 مهر 1395 ساعت: 17:14

زمانی که واقعا خواستار چیزی هستی ، باید بدانی که این خواسته در ضمیر جهان متولد شده است و تو ، فقط مامور انجام دادنش بر روی زمین هستی .
حتی اگر فقط هوس سفر کردن باشد ...
روح دنیا از خوشبختی یا بدبختی هوس یا حسادت مردم انباشته است .
هیچ نیست مگر یک چیز :
تکمیل حدیث خویش که آن هم تنها اجبار انسان هاست . وقتی خواستار چیزی هستی ، همه جهان در تکاپوی آن است که تو به خواسته ات برسی .

کیمیاگر
پائولو_کوئیلو

برچسب: کیمیاگر,پائولو کوئیلو,دانلود,کیمیاگر پائولو کوئیلو,کیمیاگر پائولو کوئیلو pdf,کیمیاگر پائولو کوئیلو صوتی,کیمیاگر پائولو كوئيلو pdf,کیمیاگر نوشته پائولو کوئیلو,کتاب صوتی کیمیاگر پائولو کوئیلو, نویسنده: آناهیتا اکبری‌نژاد تاريخ: سه شنبه 30 شهريور 1395 ساعت: 0:37

در جهانی که پر از فرضیه های شدن است واقعا سوختم و باختم و دود شدم... علیرضا_آذر

برچسب: لقمه ایرانی,لقمه ایتالیایی,لقمه ای در میانشان انداز,این لقمه با شکمبه تو,لازانیا لقمه ای,پیتزا لقمه ای,غذاهای لقمه ای,لازانیای لقمه ای,باسلوق لقمه ای,غذای لقمه ای, نویسنده: آناهیتا اکبری‌نژاد تاريخ: جمعه 26 شهريور 1395 ساعت: 20:58

گاهی بعضی ها با ما جور در می آیند، اما همراه نمی شوند، گاهی نیز آدم هایی را می یابیم که با ما همراه می شوند اما جور در نمی آیند. بعضی وقت ها آدم هایی را دوست داریم که دوستمان نمی دارند، همان گونه که آدم هایی نیز یافت می شوند که دوستمان دارند، اما دوستشان نداریم. به آنانی که دوست نداریم اتفاقی در خیابان بر می خوریم و همواره بر می خوریم، اما آنانی را که دوست می داریم را همواره گم می کنیم و هرگز اتفاقی در خیابان به آنان بر نمی خوریم! برخی ما را سر کار می گذارند، برخی بیش از اندازه قطعه گم شده دارند و چنان تهی اند و روحشان چنان گرفتار حفره های خالی است کهادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آناهیتا اکبری‌نژاد تاريخ: جمعه 26 شهريور 1395 ساعت: 12:04

چنان سردم است كه قلم را به زحمت در دست گرفته ام. بيهودگي همه چيز؛ مدتي است كه مدام آن را احساس مي كنم. هاردي و مرديت با هم مراكه كسل بودم با سردرد به رختخواب فرستادند. حالا اين احساس را مي شناسم؛ هنگامي است كه نمي توانم جمله اي بسازم، زير لبي زمزمه مي كنم و مي جنبم و هيچ چيز از ذهنم نمي گذرد، مغزم به پنجره اي خالي مي ماند. در اين مواقع در اتاقم را مي بندم و به رختخواب مي روم ، در گوشم پنبه مي گذارم و يكي دو روز دراز مي كشم و در زمان به چه مسافت هايي سفر مي كنم اگر اجازه بدهم چه " حس هايي" در ستون فقرات و سرم گسترش مي يابند؛ چقدر خستگي مبالغه آميز و چقدر اضطراب وادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آناهیتا اکبری‌نژاد تاريخ: جمعه 26 شهريور 1395 ساعت: 12:04

آنچه را عاشقانه دوست می داری بیاب و بگذار تو را بکشد
بگذار غرقت کند.. در آن چه که هستی
بگذار بر شانه هایت بچسبد
سنگینت کند
تو را به سمت پوچی ببرد
بگذار تو را بکشد و تمامت را ببلعد
زیرا هر چیزی تو را خواهد کشت
دیر یا زود
اما چه بهتر ، آنچه دوستش میداری بکشدت ...

برچسب: چارلز بوکوفسکی,چارلز بوکوفسکی اشعار,چارلز بوکوفسکی عامه پسند,چارلز بوکوفسکی pdf,چارلز بوکوفسکی شعر,چارلز بوکوفسکی facebook,چارلز بوکوفسکی جملات, نویسنده: آناهیتا اکبری‌نژاد تاريخ: جمعه 26 شهريور 1395 ساعت: 12:04

صفحه بندی